98 نورتن | دلداده


هایش ,خودت ,هایت

زنی شبیه به خودم

:: زنی شبیه به خودم
هایش ,خودت ,هایتتو هر کجای این دنیا هم که بمانی
او به تو فکر خواهد کرد
در حال درست کردن شام مهمانی فردا شب باشی یا لباس های مدرسه ی پسرت را اتو کنی
موهای دخترکت را ببافی
و یا حتی شوهرت را عزیزم خطاب کنی
او در همه لحظه ها به تو فکر خواهد کرد
همین چند روز آخر تمام حرف هایت را بزن
برایش از آن روز بگو ک اشتباهی لیوان چایی را روی پیراهن سفیدش ریختی و به روی خودت نیاوردی
از آن تماس تلفنی عمیق که دست هایت را مشتاق تر میکرد و آن غرور لعنتی به جایت گفت ک سرما خورده ای و قدم زدن در یک روز بارانی بدون چتر حالت را بد تر می کند
این بار که برای آخرین بار گیسوانت امواج نگاهش را در خود جمع کرد
در گوشش فریاد بزن
ک تو هم همان قدر عجیب و غریب دوستش داشتی
تو هم همان قدر دیوانه وار تشنه ی طعم حرف هایش بودی
بگو که چشمانش چقدر طعم بهار نارنج و امید میداد
حباب نفس هایش را خوب در ریه هایت جمع کن
برای آن روزی که دخترت سر میز صبحانه از معشوقه ات بپرسد
و تو فجیع تر از هر زمان دیگری
یاد لبخند هایش بی افتی و زخمت سر باز کند,  چرکی شود,  خون بیاید
آخر دیگر سال هاست که به جای هم  آغوشی با مرد مهربان هندسه ی عشقت رسیده ای به هم خانه بودن با کسی که شب ها باید روی یک تخت با هم بخوابید
حالا که قرار است این دوستت دارم های بخار کرده روی شیشه را با دستان سرنوشت پاک کنی
یاد زنی باش که در حوالی سی سالگی به یاد یار دیرینه اش بی صدا می گرید.
و به روی خودت نیاور آن زن چقدر می تواند شبیه خودت باشد.


#نرگس_حسینی


منبع اصلی مطلب : دلداده
برچسب ها : هایش ,خودت ,هایت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : زنی شبیه به خودم


کنیم ,تغییر

روز از نو روزی از نو !

:: روز از نو روزی از نو !
کنیم ,تغییربرخی گمان می کنند با تغییر محل سکونت، آدمهای تازه دور خود جمع کردن، تغییر شغل یا مسافرت می توانند از شرّ مشکلاتشان خلاص شوند.
فراموش می کنند که هر جا بروند خودشان را همراه میبرند.
نمیتوانیم از آنچه که هستیم فرار کنیم
اگر در شیکاگو افسرده باشیم، در لوس آنجلس هم احساس افسردگی خواهیم کرد.
با تغییر صحنه ممکن است مدتی اوضاع بهتر بنماید، با این حال رفته رفته همان رفتارهای پیشین را در پیش خواهیم گرفت، همان کمبودها، همان روحیّه، همان احساسها باز به سراغمان خواهد آمد.
این امر در عشق هم صادق است .
به زعم خودمان انتخابمان نادرست بوده است، بنابراین توقّف می کنیم و با کس دیگری همسفر می شویم.
روز از نو روزی از نو !
باز هم چندی احساس خوشبختی میکنیم و با کسی دیگر همسفر می شویم .
دیری نمیگذرد که در می یابیم هنوز اندر خم همان کوچه اوّلیم، مضطرب، ناخوشبخت و زیاده خواه.
دگرگونی ها را باید در درون محقّق کنیم نه در بیرون.
همین است و بس!
میتوان انتخاب کرد، اما نمیتوان از رنج حاصل از انتخاب در امان ماند.

منبع اصلی مطلب : دلداده
برچسب ها : کنیم ,تغییر
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : روز از نو روزی از نو !


تصمیم ,کودک ,قربانی ,قطار ,بازی ,مسیر ,غیرقابل استفاده ,مسیر قطار ,گرفته بودند ,کودک دیگر ,تواند مسیر

مدیر فرزانه ای باشید

:: مدیر فرزانه ای باشید
تصمیم ,کودک ,قربانی ,قطار ,بازی ,مسیر ,غیرقابل استفاده ,مسیر قطار ,گرفته بودند ,کودک دیگر ,تواند مسیر منبع اصلی مطلب : دلداده
برچسب ها : تصمیم ,کودک ,قربانی ,قطار ,بازی ,مسیر ,غیرقابل استفاده ,مسیر قطار ,گرفته بودند ,کودک دیگر ,تواند مسیر
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : مدیر فرزانه ای باشید


خودتان ,دیگران ,دوست ,شناخت ,خودمان ,نکات ,دوست دارید؟ ,تغییر دهید ,اعتماد کنید ,خودتان اعتماد ,نکات منفی

چرا مشاوره هایی که به دیگران می دهیم را از خود دریغ می کنیم؟

:: چرا مشاوره هایی که به دیگران می دهیم را از خود دریغ می کنیم؟
خودتان ,دیگران ,دوست ,شناخت ,خودمان ,نکات ,دوست دارید؟ ,تغییر دهید ,اعتماد کنید ,خودتان اعتماد ,نکات منفی

در اکثر موارد برای مشکلات دیگران یک مشاور تمام عیار هستم اما نوبت به خودم که می رسد کمیتم لنگ میزند! اما چرا؟

طبق تجربه های من دلایل زیر میتوانند منشا این موضوع باشند:

۱- غلفت از خود

اگر واقعا خودتان را بشناسید هیچگاه از قضاوت های دیگران نسبت به خودتان آزرده خاطر نخواهید شد. به نظر من یکی از دلایلی که دست ما را در چنین شرایطی می بندد عدم آگاهی نسبت به خودمان است. آنقدری که روی شناخت دیگرانی که دوست داریم وقت میگذاریم روی شناخت خود وقت نمیگذاریم .شناخت دیگران به خودی خود بد نیست اما “اولین وظیفه ما شناخت خودمان است.”

پس کمی به خودتان فکر کنید و اگر از شما خواستند خودتان را معرفی کنید چیزی برای گفتن داشته باشید.

۲- عدم اعتماد به نفس

وقتی از دیگران میخواهید تا نکات منفی و مثبت خود را بیان کنند به طرز جالبی فهرست نکات منفی پربارتر از نکات مثیت است. با اینکه من پتانسل های خوبی در آنها مشاهده میکنم اما همچنان به خود شک دارند. آماده ایم تا بدون هیچ دلیلی از خودمان متنفر شویم!

با اینکه اکثر اوقات دیگران به چیزی که هستیم علاقه مند میشوند اما به قضاوت کردن درباره خودمان خو گرفته ایم. خود را بپذیرید و به خودتان اعتماد کنید.

۳- محافظه کاری

چیزی که به شدت با زندگی روزانه ما پیوند خورده! افرادی را میبینیم که همه روزهایشان مثل هم میگذرد و اصلا تلاش نمیکنند تا چیز جدیدی را تجربه کنند.

از حاشیه امنی که برای خود ساخته اید پا را فراتر بگذارید. “انعطاف پذیر باشید.” این کار شما را با جنبه های مخفی تان آشنا میکند. به علاوه شما را با دورنتان پیوند میزند.

۴- عشق

خودتان را دوست دارید؟ منظور من ابدا خودخواهی نیست اما آیا صادقانه خودتان را دوست دارید؟ عدم علاقه به خود بزرگترین دلیل بی مهری به خود است. “اگر خودتان را دوست نداشته باشید هیچگاه قادر به دوست داشتن دیگری نخواهید بود.” خودتان را در اولویت بگذارید.

به قول شمس تبریزی :

“اگر میخواهید رفتار دیگران نسبت به خودتان را تغییر دهید ابتدا باید رفتار خود در قبال خودتان را تغییر دهید. اگر به خودتان عشق نورزید نمیتوانید کسی را دوست بدارید.

به خاطر بی مهری دیگران خدا را شکرگذار باشید چرا که این پلی میشود برای رشدتان. پس با خود درونیتان صلح کنید، به خودتان اعتماد کنید چرا که بهترین دوست هر شخص خودش است.

منبع اصلی مطلب : دلداده
برچسب ها : خودتان ,دیگران ,دوست ,شناخت ,خودمان ,نکات ,دوست دارید؟ ,تغییر دهید ,اعتماد کنید ,خودتان اعتماد ,نکات منفی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : چرا مشاوره هایی که به دیگران می دهیم را از خود دریغ می کنیم؟


روانشناس ,تخمه

داستان کوتاهی از ما آدمها

:: داستان کوتاهی از ما آدمها
روانشناس ,تخمهقصه از اینجا شروع شد که تصمیم گرفتم سر همه شان را بکنم زیر برف.
تلگرام و تمام شعرهای عاشقانه اش را یکجا پاک کردم و رفتم نشستم جلوی تلویزیون و شروع کردم به شکستن تخمه و خوردن پفک و لواشک و پاستیل.
از روانشناس ها شنیده بودم در چنین مواقعی باید حواست را پرت کنی. بعد از آن همه پولی که ریخته بودم توی جیب این آقایونِ روانشناس باید هم می نشستم و تخمه ها را با ولع نوش جان می کردم. شوخی که نبود.
وقتی حساب شان را می کنم روی هم می شد خرجِ یک سفرِ دونفره ی شمال و چند بار کافه رفتن و یکی دوبار هم ناهار در لواسان خوردن.
خودش کلی عشق و کیف داشت. تازه چند برگ هم به این نوشته های پراکنده اضافه می شد.
ولی خب بعد از اون خداحافظیِ فوری و فوتی، ناچار بودم برم پیش یکی که راه و چاهِ بیخیالی را تجویز می کرد.
امروز را هم که حساب کنی، سه روز است که تمام خاطرات تو را به اضافه ی مقدار خیلی زیادی از احساسات خودم را چال کرده ام زیر خاک های باغچه ی جلوی در حیاط.
دو روز اول بد نبود. یک تنوع جانانه رنگ و روی زندگی ام را عوض کرد. یک حسِ استقلالِ فردی و غروری که به آدم های بعد از ترکِ رابطه ی عاطفی دست می دهد.
از آن نفس های راحت و خواب های بدون دغدغه.
ولی از تو چه پنهان که امروز یک طور دیگری شده همه چیز. اصلا، نه دلم تخمه و چیپس و پفک می خواهد و نه یک خوابِ سرِ شبِ راحت.
فکر که می کنم می بینم چقدر دلم برای آن شبی که سرِ میهمانی رفتنت با هم حرف مان شد تنگ شده.
این روانشناس ها هم که اصلا کارشان را خوب بلد نیستند.
به آدم می گویند، حواست را پرت کن تا فراموشش کنی، کدام فراموشی؟!
اصلا هر بار که می خواهم حواسم را پرت کنم که می افتد توی بغل تو!!!
این دیگر چه جور تجویزی بود؟
هیچ کدامشان هم نگفتند روز سوم که می رسد، باید خودت را برای کلنجار رفتن با هیجاناتِ ناشی از دلتنگی آماده کنی و روز چهارم هم...
به گمانم با این اوضاع و احوال، تکلیف روز چهارم را هم بدانم.
فکر می کنم باید فردا دوباره تلگرامم را نصب کنم.

منبع اصلی مطلب : دلداده
برچسب ها : روانشناس ,تخمه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : داستان کوتاهی از ما آدمها


بیست ,دلار ,مچاله ,بیست دلار ,چیزی اتفاق ,اهمیتی ندارد

همه ما یک استثنا هستیم

:: همه ما یک استثنا هستیم
بیست ,دلار ,مچاله ,بیست دلار ,چیزی اتفاق ,اهمیتی نداردیک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد.
او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟

دست ها بالا رفت.او گفت:من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم
 اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.
او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟
باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟
 او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد
 بعد آنها را برداشت و گفت:
مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟
 بازهم دستها بالا بودند

دوستان من همه ی شما درس بسیار ارزشمندی را یاد گرفتید.
هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن را می خواستید
 چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید.
اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم
 و با تصمیم هایی که می گیریم و  حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم .
  ما فکر می کنیم که بی ارزش هستیم.
 اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.
 شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.
شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.

 ارزش ما در این جمله است ما که هستیم؟

هیچ وقت فراموش نکنید که شما استثنایی هستید


منبع اصلی مطلب : دلداده
برچسب ها : بیست ,دلار ,مچاله ,بیست دلار ,چیزی اتفاق ,اهمیتی ندارد
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : همه ما یک استثنا هستیم


استان ,کرمانشاه ,آقای ,استاندار ,دولت ,خبرنگار ,استان کرمانشاه ,استاندار کرمانشاه ,رئیس جمهور ,اطلاع رسانی ,شبکه اطلاع ,شبکه اطلاع رسانی ,اطلاع

سخنرانی مناظره وار استاندار کرمانشاه و مدیر شبکه اطلاع رسانی مرصاد در روز خبرنگار؛

:: سخنرانی مناظره وار استاندار کرمانشاه و مدیر شبکه اطلاع رسانی مرصاد در روز خبرنگار؛
استان ,کرمانشاه ,آقای ,استاندار ,دولت ,خبرنگار ,استان کرمانشاه ,استاندار کرمانشاه ,رئیس جمهور ,اطلاع رسانی ,شبکه اطلاع ,شبکه اطلاع رسانی ,اطلاعشامگاه یکشنبه مراسم روز خبرنگار با حضور اصحاب رسانه و مسئولین کرمانشاه برگزار شد.

به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد، نشست روز خبرنگار در استان کرمانشاه تقریبا به شکل تمام و کمال به انتقادهای صریح رئیس شورای سیاست گذاری شبکه اطلاع رسانی مرصاد از عملکرد مسئولین دولتی در حوزه های مختلف ازجمله سفر رئیس جمهور به کرمانشاه و برخورد با خبرنگاران و همچنین پاسخ های استاندار این استان اختصاص یافت.

 

گرچه در این نشست علاوه بر این، مدیر مسئول روزنامه غرب، خبرنگار صدا و سیما، سرپرستی روزنامه رسالت در کرمانشاه، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و همچنین رییس خانه مطبوعات استان نیز سخنرانی کردند.

 

 

 مدیر شورای سیاستگذاری شبکه اطلاع رسانی مرصاد در نشست گرامیداشت روز خبرنگار که با حضور استاندار کرمانشاه، معاونین استانداری، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدها نفر از اهالی مطبوعات و رسانه های کرمانشاه برگزار شد ضمن تبریک روز خبرنگار اظهار داشت: ابتدا قصد آمدن به این جلسه را نداشتم  به واسطه اینکه گفتند برای من وقت صحبت در نظر گرفته شده که به نمایندگی از خبرگزاری ها و رسانه های مجازی حرف بزنم آمدم که نکاتی را اجمالا عرض کنم.

 

مسلم معین گفت: اینکه قصد نیامدن داشتم به دلیل برخورد زننده و نگران کننده ای بود که در جریان سفر آقای رییس جمهور با خبرنگاران برخی از رسانه ها شکل گرفت و اینها برخی از خبرنگاران ما را از تیم پوشش سفر دولت اخراج کردند.

 

اقدامی بدوی و مستبدانه که نمونه آن را فقط در شرایط فعلی تجربه می کنید. جرم این خبرنگارها چه بود؟ اینکه یک نشست علنی مربوط به مقدمات سفر رئیس جمهور را که با حضور خبرنگاران برگزار شد را بدون کم و کاست پوشش داده بودند. آقای فرماندار در آن جلسه با صدای رسا اعلام می کند که تمام هزینه های تبلیغاتی سفر از بودجه ادارات فقیر استان تامین می شود... نماینده های رئیس بارها تکرار می کنند این را... آن وقت آقای استاندار و یا نهاد ریاست جمهوری، فرقی نمی کند... به جای برخورد با این روش و این منش خبرنگاران را حذف می کنند.

 

وی افزود: آقای استاندار که از نهج البلاغه خوب بلد است مثال بیاورد نمی دانم چرا فقط برای منتقدان دولت از نهج البلاغه واژه "لالمانی" را پیدا و استخراج می کند. چرا آن تش تفتیه ای که حضرت امیر (ع) کف دست سهل انگاران نسبت به بیت المال گذاشت عبور کرده نه می گوید و نه عمل می کند؟

 

آقای استاندار  مشاور شما دستور می دهد به شهرداری که چند ده هزار پرچم و کلاه و تبلیغاتی برای استقبال بخرد. شهرداری که پول پرسنل و رفته گران خودش را هم نداره که بدهد... دهیاری های ما از بودجه دهیاری های بدبخت و فلک زده و بخشداری ها و فرمانداری ها کرایه میلیونی اتوبوس دادند برای انتقال نیرو به استادیوم... چند دستگاه کولر گازی برای محل اتراق موقت  همراهان رئیس جمهور خریداری شد و الان روی دست شما مانده؟ حتی به بودجه ارشاد و ورزش و جوانانی که پول برنامه های فرهنگی و پول هیات های ورزشی را ندارند بدهند هم رحم نکردید.... خبرنگارهای ما به جرم بیان این حقایق حذف شدند.

 

معین ادامه داد: برخی ها تا این انتقادها را مطرح میکنید این را با قبلی ها مقایسه می کنند. تا حرفی زده می شود می گویند قبلا هم بوده... اولا من هم خودم و هم پدرم معزول دولت احمدی نژاد بودیم به خاطر انتقادهایی که می کردیم خیلی از مثلا اصلاح طلبهای امروز اصلا پیدایشان نبود. اون روزنامه ای که الان استانداری خانه و ماوای او شده نزدیکانش در استانداری دوران احمدی نژاد هم مدیرکل بود و هم معاون استاندار و ...  آن زمان عزلش مال ما بود الان هم لالمانی شنیدنش...

 

تمام این تفاسیر آقای شریعتمداری جایی گفت شما انگشت کوچک دولت قبل هم در خدمتهای عمرانی که کرد نمی شود اما من عرض می کنم که این سه سال مدیریت شما در استان کرمانشاه ناخن آن خدماتی که دولت قبل کرد هم نمی شود. شما این مدت آجر روی آجر نگذاشتید.

 

 

وی ادامه داد: رئیس جمهور رو برای افتتاح برق 100 مگاواتی آوردید؟ برای افتتاح گلخانه ای اسلام آباد؟ یا بخش کوچکی از کارخانه فولادکه در زمان وزارت آقای مصری کلنگ خورد و به نتیجه رسید.... یا برای سد داریانی که چند بار افتتاح کردید؟

معین ادامه داد: قاطعانه عرض می کنم شما خط قرمزت خودت هستی آقای استاندار... دوبار تا کنون از فضای خمودگی و رکود فاصله گرفتید و هر دو بار در واکنش به خبرهای شخصی و فردی علیه خودتان بوده .... هم لالمانی و هم طفلان نی سواری که به گزینه های جایگزین خودتان گفتید. من در یک یادداشتم توضیح دادم که میدان داری طفل نی سوار حاصل نرمی از حد گذشته است...

 

صائب می گوید: نرمی زحد مبر که چو دندان مار ریخت....    هر طفل نی سوار کند تازیانه اش... ای کاهش منزلت جایگاه استانداری به دلیل عملکردهای ضعیف به جایی نمی رسید که به قول شما طفل نی سوار مدعی شود...

 

وی ادامه داد: اما عرض می کنم که اساسا شما نباید با این ادبیات حرف بزنید.. این ادبیات اساسا غلط است و در شان استاندار کرمانشاه نیست. حالا یک زمانی آقای ترک نژاد با اون عملکرد قابل قبولش گاهی تشر هایی هم میزد که به او می آمد... اما این مدیریت های سه سال گذشته در کرمانشاه که جز فساد اقتصادی و قاچاق و بازداشت و بعد هم به قول نشریه صدای آزادی خواب گران چیزی برای استان نداشت دیگر نباید دو قورت و نیمش هم باقی باشد.

 

مدیر شورای سیاست گذاری شبکه اطلاع رسانی مرصاد گفت: اگر شما خط قرمزت خودت نبود وقتی آقای رییس سازمان مدیریت برنامه ریزی در جلسه شورای اداری بیکاری کرمانشاه را با آمارسازی کتمان کرد از ادبیات لالمانی استفاده می کردید....

 

وقتی رئیس جمهور گفت اولویت اتصال راه آهن به عراق خوزستان است نه کرمانشاه اعتراض می کردید

 

وقتی اتاق مشترک بازرگانی ایران و عراق را بردند در خوزستان اعتراض می کردید...

 

وقتی مرکز توریست درمانی را از کرمانشاه بردند اهواز صدای شما بلند می شد...

 

وقتی مرکز احیا جنگلهای زاگرس رو به ایلام دادند می گفتید من به این طفلان نیسوار اجازه نمی دهم....

 

وقتی دور تا دور کرمانشاه منطقه آزاد شده و این استان از آن محروم است موضع می گرفتید ....

 

نه وقتی می گویند که مثلا در باره فیش حقوقی خود شفاف سازی کنید.

 

خب برادر من فیش حقوقی نا متعارف احتمالی شما اگر بوده که به فرموده حضرت اقا گناه و حرام است و اگر کسی گرفته لیاقت مسئولیت در جمهوری اسلامی را ندارد اگر نگرفتید که سندش را منتشر کنید تا این حواشی تمام شود و شما به خدمتتان برسید.

 

معین در پایان تصریح کرد: یک نکته هم در آخر خطاب به خانه مطبوعات و اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی  بگویم... سوگند می خورم اگر اداره کل ارشاد و آقای معتمدیان که به ایشان علاقمندم...  یک دهم اهتمامی که به برگزاری کنسرت ها داشتند به حال و روز رسانه ها و خبرنگار ها می داشتند الان وضعیت رسانه های ما به این شکل نبود.

 

استاندار کرمانشاه: مشکل توسعه ما نه فقط در مدیریت بلکه در فرهنگ برخی استان هاست

 

اسدالله رازانی در مراسم روز خبرنگار که با حضور جمعی از خبرنگاران کرمانشاهی برگزار شد، با تبریک فرا رسیدن روز خبرنگار اظهار داشت: امیدوارم این جلسه به همدلی بیش تر بین مجموعه رسانه های استان و مجموعه مدیریتی و اقشار مختلف مردم در استان کرمانشاه کمک کند.

 

وی افزود: این سالن برای سخنرانی طراحی نشده است. چینش صندلی ها مناسب این کار نیست. جلسه هم به طول انجامیده است بنابراین من باید سخنانم را خیلی کوتاه در حدود 10-12 دقیقه عرض کنم.

 

رازانی با اشاره به اینکه امروز روز خبرنگار است و می خواهیم در مورد آن صحبت کنیم تاکید کرد: پیش از این جلسه در برابر این پرسش قرار گرفتم که خبرنگاری مثل بقیه مشاغل یک شغل است.  خبرنگاری و کار مطبوعات و رسانه از سنخ شغل نیست بلکه از سنخ رسالت است.  وظیفه ای است برای اصلاح جامعه که البته طبیعتا مثل شغل های دیگر باید زندگی خبرنگار از این محل اداره شود اما این اداره شدن و در درجه دوم شغل بودن  این کار را از وظیفه رسالتی خودش خارج نمی کند.

 

وی  تصریح کرد: اگر خبرنگاری را در راستای اصلاح جامعه بدانیم آن وقت این مسئولیت مقدس و بزرگ قلمداد می شود. آن وقت هر خبرنگار و شاغل در کار مطبوعات و رسانه به شرط آنکه به اقتضاعات و ملزومات این مسئولیت عمل کند در درجه اول باید خرسند باشد از این که در حال انجام کاری مقدس است. شخصاً باور من این است که خبرنگاری یک رسالت و شغل مقدس است.

 

استاندار کرمانشاه افزود: در استان کرمانشاه و یا در کشور ما اگر از زبان بنده بشنوید که چه مسئولیت دارید من با اجازه شما در 2-3 دقیقه عرض می کنم.

 

وی گفت: امروز کشور ما از شاخص‌های توسعه و از استاندارد زندگی در جهان در عرصه مادی و معنوی فاصله دارد. زیرا معنویت از مادیت قابل تفکیک نیست. گفته می‌شود آن جامعه‌ای که معاش نداشته باشد معاد هم ندارد و معنویت به تعبیری در سلسله مراتب نیازها جزو نیازهای برتر قرار می‌گیرد. باید نیازهای زیستی، امنیت، پوشاک و بهداشت  تامین شود تا به معنویت هم برسیم.امروز ما هم در کشور و هم در استان از این شاخص‌ها فاصله داریم.

 

استاندار کرمانشاه تاکید کرد: چرا این فاصله ایجاد شده است. چرا در استان کرمانشاه ما همچنان متاسفانه در تعدادی از شاخص‌ها از متوسط کشور عقب هستیم جامعه هم از متوسط جهانی عقب است و این فاصله‌ خیلی بزرگ و نگران کننده‌ای است. چرا به اینجا رسیدیم چرا همه تدبیرها همه پروژه‌ها همه برنامه‌ها در این کشور از گذشته‌های دور، لااقل در یکصد سال گذشته، نتیجه اش این شده که ما همچنان فاصله داریم.

 

رازانی گفت: این یکی از مسئولیت‌هایی است که بر عهده اصحاب مطبوعات و جراید است که به آن بپردازند. برنامه‌ها را در مسیر اصلاح و رسیدن به هدف نقد کنند.

 

وی افزود: اگر همه اشکال به بخش مدیریتی بر می‌گشت خب کافی بود همه نقدها متوجه بخش مدیریتی باشد اما به نظر نمی‌رسد چنین باشد. لااقل در تفاوتی که بین استان ها هست و اینکه چرا استان‌هایی از نظر شاخص‌های اقتصادی امروز فاصله گرفتند و استانی همچون کرمانشاه در فاصله‌های عقب تر قرار دارد همه اش احتمالا به مسائل مدیریتی بر نمی‌گردد. از روز اول انقلاب، چون انقلاب، اسلامی بود و به دنبال عدالت اجتماعی بود و به خصوص در دهه‌های اول واقعا به سمت برطرف کردن محدودیت‌ها سمت گیری داشتیم و استان‌های محروم تر امتیازات می‌گرفتند با وجود این امتیازات هنوز این فاصله هست و باید به دنبال دلایل دیگر گشت.

 

استاندار کرمانشاه با بیان اینکه مطبوعات هم باید مدیریت را در سطح ملی و استانی نقد کنند، گفت: مطبوعات بدون تردید آیینه تمام نمایی از   مسائل و معایب و اشکالاتی که وجود دارد باید باشند. اگر مطبوعات فعال و حاضر در صحنه نباشند و اگر با مطبوعات به خاطر انتقاد برخورد شود بدون تردید سوء مدیریت‌ها و مفاسد گسترش پیدا می‌کند.

 

وی تصریح کرد: اما همه مشکل به دستگاه‌ها و سیستم اداری ختم نمی‌شود و ما مشکلات دیگری هم داریم. ببینید در استانی مثل کرمانشاه ما تنوع اقوام و مذاهب داریم. استان ما مستعد است که اختلافات در آن شکل بگیرد و در مسیر توسعه استان مانع ایجاد کند.

 

رازانی گفت: کسانیکه در این استان کار کردند نوعی تکثر متفاوت با سایر استان‌ها را بعضا به عنوان تهدید مانعی در توسعه استان‌ها قلمداد کردند که البته این نظر بنده نیست و فقط این را شنیده ام و می گویم. اما اگر فرض بگیریم که درصدی از حقیقت در این گفته هست آن وقت از جمله وظایف مطبوعات، رسانه‌ها و خبرنگار این است که به این مشکلات اجتماعی، فرهنگی که در جامعه وجود دارد هم بپردازد چون به نظر می رسد که بخشی از دلایل توسعه نیافتگی هم در کشور به مسائل فرهنگی بر می گردد.

 

 

وی تصریح کرد: 50 سال پیش کره جنوبی از ما عقب‌تر و اکنون 3 برابر از ما جلوتر است. 150 سال پیش ما و ژاپن با هم توسعه را شروع کردیم او جلو رفت و ما عقب ماندیم. شاید در این مناسبات فرهنگی پاسخی برای این موضوع پیدا کنیم.

 

وی تاکید کرد: آیا در کشور ما بین مناطق مختلف تفاوت‌های فرهنگی معناداری وجود دارد پاسخ مثبت است. آیا این تفاوت ها می تواند در مسیر توسعه استان‌ها تاثیر تعیین کننده داشته باشد به نظر من پاسخ مثبت است و در این صورت بخشی از رسالت مطبوعات و جراید و خبرنگار مربوط می شود به اینکه در حوزه مسائل فرهنگی و ترویج همدلی ها بیاید.

 

این مقام اجرایی در استان با بیان اینکه مسئولیت بسیار سنگین است، گفت: من قبلا هم در جلسه ای که با مدیران مسئول جراید داشتم، به سبب پایگاه سیاسی خود که اصلاح طلب بوده و هستم و اصلاح طلب طرفدار آزادی بیان است عرض کردم که شخصا طرفدار آزادی بیان هستم و  انتقاد را حتی به انتقاد سازنده و منصفانه هم مشروط نمی‌کنم. ما احتیاج داریم که مورد نقد قرار بگیریم. اگر بنا باشد اصلا نقدی صورت نگیرد یا نقد تخریب کننده باشد، نقد مخرب بهترازعدم وجود انتقاد است.

 

 

وی افزود: گفتند که چرا از نهج البلاغه استفاده می کنی. من افتخارم این است و رشته تحصیلی من این است. الهیات وعرفان خواندم و خدا مرحمتی به من کرده که با نهج البلاغه، احادیث و مبانی دینی سر و کار دارم و در آنجا حقیقت های متعددی که به درد امروز می خورد دیدم. در نهج البلاغه هم دیدم که حضرت امیر(ع) زمانی که خلیفه بود و در یک جایی و در جلسه ای یکی از خوارج بلند می شود در یک ماجرایی به تعبیر امروز مرگ بر خلیفه سر می دهد. می‌گوید خدا این علی را بکشد این چقدر با سواد است. هم باسوادش را می گوید و هم نفرین می کند. اصحاب حضرت امیر هم به سوی او هجوم می‌آورند که او را کتک بزنند و حضرت امیر از بالا دوستان خودش را خطاب می کند که نکنید. او یک دشنام داد و به او یک دشنام بدهید. یا گناهی مرتکب شده او را عفو کنید. و شما می دانید که اگر حضرت امیر می گوید در مقابل دشنامش دشنام بدهید یا گناهش را ببخشید  تردیدی نیست که سوی سخن حضرت علی از این فرمایش به بخشش گناه است.

 

وی تصریح کرد: چرا من به نهج البلاغه مراجعه نکنم مراجعه می‌کنم. از نهج البلاغه خواهم گفت ولو این که دوستی جمله من را که دو بخش دارد بخشی را استفاده کند و بخشی را در راستای حرف خودش استفاده نکند اما حرف من چیز دیگری است.

 

وی گفت: آقای چشمه گچی گفتند حامی باشید. استان حامی شماست. من که در استانداری مسئولیت دارم تا به امروز که این همه ما را به خواب زدید، ما را به نالایقی و بی کفایتی و... (خواندید) تا امروز که نه به دادگاه رفتیم و نه شکایت کردیم و ان شاءالله این رویه را جاری هم می کنیم. در عین حال استانداری آرزو دارد که آن مصونیت آهنینی که روزنامه کیهان و آقای شریعتمداری از آن برخوردار است که دروغ را هم ترویج می‌کند اما سرکوب نمیشود، و در  همینجا هم این سایت محترم مرصاد نیوز و خبرگزاری مهر و جناب آقای مسلم خان معین از آن برخوردار است، آقای چشمه گچی هم از آن برخوردار باشد.

 

معین در اینجا در جواب استاندار گفت: مصونیت آهنین من اینگونه است که آقای سلیمانی در بدو مسئولیت خود با 3 وکیل از من شکایت کرده است!

 

استاندار در ادامه گفت: آقای مسلم معین می فرمایند استانداری یا غیراستانداری خبرنگار ایشان را به جلسه خبری آقای رئیس جمهور راه ندادند. ای کاش حداکثر برخورد با اصحاب مطبوعات در کشور ما در همه دوره ها به همین محدود می شد و ای کاش خبرنگاران ما سر از زندان در نمی آوردند.

 

این مقام اجرایی در استان کرمانشاه تصریح کرد: ببینید در جمله ام از نهج البلاغه چه گفتم. من عبارتی از نهج البلاغه را فقط و فقط ترجمه کردم. ای اصحاب مطبوعات به خدا آنچه که گفتم فقط ترجمه بود که گفت که در مقام داوری هم حسن را و هم عیب را بگویید. اگر بیش از استحقاق را بگویید تملق می شود و اگر کمتر از استحقاق بگویید لالمانی می شود. این عین جمله نهج البلاغه است.  عربی آن هم هست که آن را می گویم. الثناء به اکثر من الاستحقاق ملق و التقصیرعن الاستحقاق عی او حسد. ترجمه اینطور شده است. آقا سید جواد مصطفوی که شاگرد او بودم سر کلاس گفت که ترجمه اش لالمانی است.

 

استاندار کرمانشاه گفت: دولت تدبیر و امید به دو مطلب متعهد خواهد بود. ما دروغ را نخواهیم گفت. من در استان کرمانشاه عیب خودم و تیم خودم را در عدم اطلاع رسانی می پذیریم و این را برطرف می کنیم اما نه بیش از حدو در عین حال دروغ نخواهیم گفت. نخواهیم گفت سد داریان دوبار افتتاح شده است. سد داریان دوبار افتتاح نشده است آقایان و خانم ها. سد داریان یک بار افتتاح شده است. نخواهیم گفت دولت آقای احمدی نژاد اصلا کار نکرده و دولت روحانی همه کارها را کرده است. ما هرآنچه انجام شود خواهیم گفت و همگان را دعوت می‌کنیم. البته شما آزادید می‌خواهید دروغ بنویسید می خواهید ننویسید این مردم در مقام داوری هستند. این مردم دولت دکتر روحانی را در سال 92 انتخاب کردند سال 96 هم  بالاخره  معلوم خواهد شد. شما جوسازی هایتان خواهد بود و یا نخواهد بود.

 

وی تاکید کرد: دولت آقای روحانی و نمایندگی اش در استان دو مطلب را به شما قول خواهیم داد. تمام تلاشمان را برای توسعه هدفمند و درست استان به کار خواهیم گرفت. ببینید  یکی از دلایل توسعه نیافتگی این استان نداشتن راه آهن است. این را از من بپذیرید و بروید بررسی کنید. هر کشور و استانی راه آهن نداشته باشد توسعه آن خوب نیست. راه آهن کرمانشاه زمان دولت آقای خاتمی شروع شد، در 8 سال دولت احمدی نژاد به نتیجه نرسید و امسال به نتیجه خواهد رسید و به کرمانشاه خواهد آمد. این چیزهایی است که به آن حساسیت خواهیم داشت. ما کار دیگری به اسم خودمان نمی زنیم، در عین حال کار دیگری را نادیده نمی گیریم.

 

رازانی گفت: استان کرمانشاه در مسیر توسعه خودش هست. راه آهن در حال اجرا است و به پایان می رسد. صدها طرح عظیم گرمسیری هست.

 

وی با اشاره به اینکه از صندوق توسعه ملی برای استان کرمانشاه 8 میلیارد در نظر گفته شده است، گفت: این طرح به تنهایی در استان انقلاب ایجاد خواهد کرد. (برای) منطقه آزاد هم امروز صبح در دبیر خانه منطقه آزاد جلسه داشتیم که تشریفاتش را طی کنیم و برود به مجلس.

 

استاندار کرمانشاه افزود: پتروشیمی اسلام آبادغرب با  1 و نیم میلیارد یورو سرمایه گذاری هم در این دولت امتیازش داده شده و هم در سفر آقای  رئیس جمهور تامین ارز آن از صندوق توسعه ملی تصویب شد. این طرح به تنهایی برای شکستن بیکاری استان کافی است.

 

وی تاکید کرد: استان رو به توسعه و پیشرفت است و آینده امید بخشی دارد. خواهشم از شما این است که دشمنی با دولت و نمایندگان دولت شما را وادار نکند که مردم را مایوس کنید. جوان ما باید به آینده امیدوار باشد تا درس بخواند.

 

رازانی افزود: نتیجه سیاه نمایی ها در این کشور که نمی گویم فقط اصولگرایان کرده اند و هر کس از بطن مردم سیاه نمایی کند، این می شود که جوان ما به آینده امید نداشته باشد. نتیجه این می‌شود که معدل کل دانش آموزان ما از 20 می شود 11 و نیم. از متوسط کشور یک نمره عقب بودیم و از استان هایی مثل اصفهان و یزد 3 نمره عقب بودیم. آن ها معدلشان 14 و نیم بوده است.

 

وی خاطر نشان کرد: من معتقد هستم که این یک مشکل فرهنگی هست و نتیجه سیاه نمایی ها هم هست. ما استانمان در حال پیشرفت هست. در عین اینکه نقد بی رحمانه هم می کنید اما حقایق را نپوشانید تا روح امید در مردم استان زنده شود.

منبع اصلی مطلب : دلداده
برچسب ها : استان ,کرمانشاه ,آقای ,استاندار ,دولت ,خبرنگار ,استان کرمانشاه ,استاندار کرمانشاه ,رئیس جمهور ,اطلاع رسانی ,شبکه اطلاع ,شبکه اطلاع رسانی ,اطلاع
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : سخنرانی مناظره وار استاندار کرمانشاه و مدیر شبکه اطلاع رسانی مرصاد در روز خبرنگار؛


پاییز ,صدای ,ساعت

شما ساعت چند هستید؟!

:: شما ساعت چند هستید؟!
پاییز ,صدای ,ساعت

من به وقت شیطنت هام ده صبحم!سر حال و آفتابی.حال خوب بعد از کره و مربای آلبالوی خانگی با نان بربری ترد محله مان که ختم میشود به یک استکان چای با عطر گل محمدی.
به وقت جدیت اما دوازده ظهرم.به سختی و تیزی آفتابش.با یک جفت چشم تخس و نگاهی نفوذپذیر!با شدت هرچه تمام تر میتابم به آنچه که میخواهمش.
کسل که باشم سه عصرم.اصلا بلاتکلیف.بی حوصله مثل دوچرخه ی سالم خاک خورده ی گوشه انبار که بلااستفاده مانده و ساکن و ساکت.
سکوت مشغله ی من است وقتی به وقت سه عصر باشم!
به وقت بغض و دلخوری اما تنظیمم روی ساعت غروب.حال و هوایی نه چندان روشن و روبه تاریکی.با چشمهایی گرفته و تیره تر از همیشه هام.در این وقت میتوانم تنهاترین دختر قرن اخیر باشم شاید...شکننده ترین هم...
و ترس...ترس من خود دوازده شب است.انگار وحشت جیغ تنهایی دختری در خیابان که سایه ای پشت سرش حس کرده باشد.ترس من تاریک ترین ساعت من است.تپش بی امان قلبی ست پس از بیدار شدن با صدای ناگهانی زنگ تلفن خانه وسط خواب و در نهایت لرزش صدای آن طرف خط...
آرامش و مهربانی هام اما چهار صبح است.آرام به همراه خنکای نسیمی که میپیچد توی دلم.با چشمهایی روشن تر از همیشه که حتی میتوان در آن ستاره رصد کرد و قرن ها درش خیره ماند.میتوانم به بخشندگی مهتاب باشم که عاشقی بنشیند زیر نورم و کوچه ی مشیری را زمزمه کند...
اما تمام این ساعاتی که گفتم برای بهار و تابستان و زمستانند.
پاییز فرق دارد...

من نود روز پاییز را کلا پنج عصرم...به وقت چنارهای ولیعصر...به وقت دعوت خودم به صرف چای...به وقت صدای خش خش برگهای نوازشگر پاهام
به وقت سنگفرشهایی که با مهربانی قدمهام را در آغوش میگیرند و با خطوطشان نصفه نیمه رهاشان نمیکنند...به وقت شعر...به وقت باران...به وقت خوشی هام...به وقت زندگی
اصلا پاییز به وقت چندبرابر زندگی کردن است
حالا تو بگو...تو چه ساعتی هستی؟

#فاطمه_بخشی


منبع اصلی مطلب : دلداده
برچسب ها : پاییز ,صدای ,ساعت
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : شما ساعت چند هستید؟!


خیلی ,اینکه

قوی ترین ها همیشه قوی نیستند

:: قوی ترین ها همیشه قوی نیستند
خیلی ,اینکهیه گل کاکتوس قشنگ تو خونه ام داشتم .
اوایل بهش میرسیدم .قشنگ بود و جون دار.
کم کم فهمیدم با همه بوته هام فرق داره.
خیلی قوی بود،صبور بود،اگه چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییری نمیکرد.
منم واسه همین خیلی حواسم بهش نبود به خیال اینکه خیلی قویه و چیزیش نمیشه.
هر گلی که خراب میشد میگفتم ،کاکتوسه چقدر خوبه هیچیش نمیشه اما بازم بهش رسیدگی نمیکردم...
تا اینکه یه روز که رفتم سراغش دیدم خیلی وقته که خشک شده .
ریشه اش از بین رفته بود و فقط ساقه هاش ظاهرشو حفظ کرده بود.
قوی ترین گلم رو از دست دادم، چون فکر میکردم قویه و مقاوم...

مواظب قویترین های زندگیمون باشیم .
ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشه یه ظاهر خوب دارند،همیشه حامی اند،پشتت بهشون گرمه...
اما بهشون رسیدگی نمیکیم،تا اینکه یه روز میفهمیم قوی ها هم از بین میره

#ناشناس


منبع اصلی مطلب : دلداده
برچسب ها : خیلی ,اینکه
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : قوی ترین ها همیشه قوی نیستند


لبخند ,لبخند میزنند

بعضی ها عجیب خوبن

:: بعضی ها عجیب خوبن
لبخند ,لبخند میزنند

آدم هایی هستند که دلبری نمیکنند،

حرفهای عاشقانه نمیزنند،
چیز خاصی نمیگویند که ذوق کنی
آدمهایی که نمیخواهند عاشقت کنند..
اما عاشقشان میشوی!
ناخواسته دلت برایشان میرود…
این آدمها فقط راست میگویند
راست می گویند با چاشنی قشنگ ” مهر”
لبخند میزنند نه برای اینکه توجهت را جلب کنند،
لبخند میزنند چون لبخند جزئی از وجودشان است…
لبخندشان مصنوعی نیست، اجباری نیست
در لبخندشان خدا را میبینی….
اینها ساده اند
حرف زدنشان…
راه رفتنشان…
نگاهشان….
ادعا ندارند، بی آلایشند، پاک و مهربان

منبع اصلی مطلب : دلداده
برچسب ها : لبخند ,لبخند میزنند
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

سایت : بعضی ها عجیب خوبن